شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
392
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
76 ، 4 - و گفتهاند كه سلطان خواص خود را پيش او فرستاد و طلبيد . او گفت : كسى كه قناعت كند به آنچه دارد لايق خدمت سلطان نيست ، و كسى را كه به اكراه به خدمت در آورند از خدمت او منفعت نمىيابند ، همچو تازى كه به زور به شكار اندازند . سلطان پسر خود را ، ابراهيم ، پيش او فرستاد با مال بسيار و مراكب و تلطف و ملايمت به حضور طلبيد . او گفت : سلطان مرا طلب داشته به جهت علم من و نفقه كرده است بر من مال خود را تا من نفقه كنم برو علم خود را ، و اين خريد و فروخت است ، و علم خريد و فروخت نمىشود مرا حاجتى به قبول كردن اين اموال نيست ، و رسانيدن علم خود به اهل بلد خود اولى و انسب مىدانم ، و سلطان را دعاى خير مىكنم ، و خود را در راحت مىاندازم از بندگى منت « 2 » . از سخنان اوست كه : 76 ، 5 - طبيب حقيقى كسى است « 3 » كه معالجهء نفس خود كند به فضايل و كمالات « 4 » و ببيند مضرت خود را در امور دنيهء خسيسهء رذيله بعد از آن فرود آيد به معالجهء اجسام ، پس كسى كه معالجهء نفس نكرده به معالجهء بدن آيد به اسفل السافلين فرود آمده است . 76 ، 6 - و بعضى گويند كه « 5 » او ابو على بن سينا را دريافته است و ازو استفاده نموده . 77 - الاستاذ المختص « 1 » ابو الحسن على النسوى [ سدهء 5 هجرى ] 77 ، 1 - از حكماى رى بود ، و او را زيج خوبى هست ، و او حكيم
--> ( 2 ) - اساس : مست ، د : منست . ( 3 ) - اساس : حقيقى كم است ، د : حقيقى كيست . ( 4 ) - د : نفس خود به فضايل و كمالات كند و . ( 5 ) - د : و بعضى گفتهاند كه . ( 1 ) - اساس : المختص ابو الحسن د : « المختص و الاستاذ » ندارد .